کد خبر : 60             انتشار : 1395-05-08 10:09:00          تعداد بازدید : 540

اوضاع خانواده ای ستایش ( دختری که بعد از تجاوز کشته شد )

فقط 17 سال دارد، چه کسی فکرش را می‌ کرد ؟ پسر شاگرد ممتاز مدرسه بود و عکسش را زده بودند و به در و دیوار و زیرش نوشته بودند: دانش‌ آموز نمونه. بعد از واقعه اما پیدا نبود که چه کسی شبانه همه عکس‌ هایش را از دیوارها کنده است.
ستایش قریشی ،تجاوز به دختر 6 ساله
به گزارش بامرام ، در پی مفقود شدن دختر بچه ۶ ساله مهاجر افغان بنام ستایش قریشی در منطقه خیرآباد ورامین , روز یکشنبه ۲۲ فروردین , خانواده ستایش اقدام به انتشار اطلاعیه ای مبنی بر مفقود شدن دخترشان می کنند و تمام منطقه و محله زندگی را به دنبال ستایش جستجو می کنند . اما شب هنگام ، جسد سوخته ستایش از منزل همسایه یافت می شود .
طی مصاحبه با پدر ستایش قریشی دخترک شش ساله مهاجر افغان, روز یکشنبه وقتی ستایش از منزل بیرون میرود , نمیدانسته که پسر همسایه فکر ربودن و قتل وی را در سر داشته و زندگی او را به کام مرگ خواهد کشاند . پسر اقدام به ربودن دختربچه می کند و دختر را به خانه خودشان میکشاند و پس از جنایت هولناک و قتل , با ریختن اسید جسد بیجان ستایش را میسوزاند و پس از آن سعی می کند تا جسد را معدوم کند تا آثار جنایت را از میان بردارد اما موفق به این کار نمی شود . پسر شیطان صفت این مسئله را با دوست خود در میان میگذارد اما دوست وی پیشنهاد می کند تا مسئله را با پدر خود در میان بگذارد . پس از آنکه خانواده قاتل از جنایت مطلع می شوند , طی تماس های مکرر تلفنی با پدر ستایش عنوان می کنند که دخترتان در همین نزدیکی است و بزودی پیدا میشود . بر اساس آنچه که پدر مقتول عنوان کرده است هدف پدر قاتل این بوده تا جسد را به بیرون از خانه منتقل کند و در جایی رها کند اما موفق به این کار نمی شوند و در همان شب پلیس نیروی انتظامی با حاضر شدن در محل جسد با آثار سوختگی با اسید را از منزل قاتل خارج می کند و پسر قاتل نیز دستگیر می شود .
گزارش پزشکی قانونی تا این زمان منتشر نشده اما اطلاعاتی مبنی بر تجاوز به عنف در این جنایت هولناک بسیار محتمل و قابل پیش بینی می باشد .
از هر رهگذری که بپرسی، خانه‌ «ستایش قریشی» را نشان می‌ دهد. ظهر کوچه خلوت‌ است. خانه، ته یکی از کوچه‌ های بی‌ نام است، منطقه‌ ای در حاشیه جنوب‌ شرق تهران که خیلی از ساکنانش از مهاجران افغانند. همسایه‌ ها دری آهنی را نشان می‌ دهند که برگه اعلامیه‌ فوت روی آن چسبیده و می‌ گویند کسی در این خانه نیست. یک در آن‌ سو‌تر، خانه‌ پسر را نشان می‌ دهند و حالا شش روز از واقعه می‌ گذرد.
ساعتی پیش پلیس و متهم به محل وقوع جرم آمده، صحنه را بازسازی کرده و رفته‌ اند. مادر داغ‌ دیده خانه را تاب نیاورده و پیش اقوام نزدیکش رفته است. شماره تلفن‌ شان در آگهی گم‌ شدنِ ستایش همه‌‌ جا پخش شده و با خبری‌ شدنِ حادثه، تلفن مدام زنگ می‌ خورد.
با اینکه در بسیاری خبرها صحبت از تجاوز و سپس قتل دخترک است اما خانواده‌ دختر تأکید می‌ کنند که «هنوز جواب آزمایش‌ های پزشکی‌ قانونی نیامده و معلوم نیست چه بلایی سر بچه آمده است.» همسایه‌ ها با خانواده ستایش همدردی می‌ کنند. همسایه‌ ها افغانستانی و ایرانی‌ اند و تقاضای رسیدگی به پرونده را دارند. یکی از نزدیکان خانواده می‌ گوید: «تلفن خانواده‌ ستایش هر لحظه زنگ می‌ خورد، آنها هم واقعیت را که اتفاق افتاده بود، گفتند اما دیگر خسته شد‌ه‌‌ اند از این همه تماس و دیگر جواب نمی‌ دهند.»
تلفن‌ ها خاموشند؛ خانواده‌ ستایش هنوز اشک می‌ ریزند و هنوز بهت‌زده‌ اند از‌ آنچه‌ که شش روز پیش زندگی دو خانواده را دگرگون کرده و داستان هر روز پر‌و‌بال بیشتری می‌ گیرد. «تلفن‌ ها را خاموش کردیم، بعضی زنگ می‌ زدند و حرف‌ های عجیب و غیر‌واقعی می‌ گفتند اما خیلی از ایرانی‌ ها با ما همدردی می‌ کردند. دیگر چه می‌ خواهیم جز اجرای عدالت؟ نمی‌ خواهیم خون کشته‌ مان پایمال‌ شود.»
خواهران به ردیف گرد مادر نشسته‌ اند؛ یک هفته است که رنگ به رخ ندارند. شنبه‌ پیش دختر کوچک‌ شان گم شد. ظهر از خانه بیرون زد و دیگر برنگشت تا دو روز بعد مادر جسم بی‌ جانش را دید.
نفیسه، دختر بزرگ خانواده که برادر کوچکش را بغل گرفته، هنوز به خاطر دارد که وقت بیرون‌ رفتن خودش لباس خواهر را پوشاند و موهایش را شانه زد: «پولش را برداشت، پیش مادر مویش را تاب داد و رفت. کار هر روزش بود که این موقع برود کوچه و با دوستاش بازی کند.»
بعد‌ از‌ آن هر چه منتظر شدند برنگشت؛ تا غروب آن روز همه جا را گشته بودند اما ستایش آب شده و توی زمین فرو رفته بود. همه خانواده در تلاش پیدا‌کردن دخترک بودند؛ حتی همسایه‌ ها. شوهر‌خاله می‌ گوید به کلانتری رفتند و پرونده تشکیل دادند. اعلامیه گم‌ شدن ستایش را به در و دیوار زدند و قول مژدگانی دادند اما باز هم پیدا نشد. باقی داستان همان است که بارها گفته‌ اند، فردای آن روز مردی مدام به پدر ستایش زنگ می‌ زند. شماره نا‌آشنا که بعد از پیگیری‌ ها معلوم شد، کسی آن سوی خط از باجه تلفن همگانی تماس می‌ گیرد. او می‌ گفت: آقای قریشی نگران نباش، دخترت پیدا می‌ شود. هی زنگ می‌ زد و می‌ گفت بچه‌ ات نیم ساعت دیگه می‌ آید. دوباره یک ساعت بعد زنگ می‌ زد و می‌ پرسید نیامد؟ باز تماس می‌ گرفتند که کوچه شلوغ است، بگذار خلوت شود تا ساعت هشت شب می‌ آوریمش. نفهمیدیم کی بود، هر چی می‌ پرسیدیم می‌ گفت: چه کار‌ داری من کی‌ ام؟ اینها را همه به آگاهی گفتیم. چطور می‌ شود جسدی دو روز و یک شب در خانه‌ ای باشد و اهل خانه خبر نشوند؟ خانه‌ همسایه دو طبقه است، شاید دختر بی‌ جان را طبقه بالا گذاشته و مادرش نفهمیده است؛ چون جسد را پشت بام پیدا کردند.»
ساعت 8:00 شب پلیس آمد و جنازه را در خانه‌ همسایه پیدا کرد. خاله ستایش هم مانند همسایه‌ ها فکرش را نمی‌ کرد، نوجوان 17 ساله چنین با سرنوشت خود و ستایش بازی کند. او می‌ گوید: «فقط 17 سال دارد، چه کسی فکرش را می‌ کرد؟ اگر کمک نیروی انتظامی نبود، کاری از دستمان برنمی‌ آمد؛ با یک اعلامیه می‌ ماندیم و دختری گم شده. ما با آرامش ماجرا را پیش بردیم، نخواستیم شلوغ شود. فامیل را آرام کردیم که بعد از این دعوا نشود و کسی پیگیر همسایه نباشد؛ ما همه را متهم نمی‌ کنیم.»
اهل خانه می‌ گویند، پسر شاگرد ممتاز مدرسه بود و عکسش را زده بودند و به در و دیوار و زیرش نوشته بودند: دانش‌ آموز نمونه. بعد از واقعه اما پیدا نبود که چه کسی شبانه همه عکس‌ هایش را از دیوارها کنده است. بعد از این اتفاق دو همسایه یکدیگر را ندیدند و خانواده پسر هم دیگر پیدایشان نشد. هیچ‌ کس فکر نمی‌ کرد در همسایگی قتلی اتفاق افتاده و برای پاک‌کردن جرم، پسری نوجوان دست به دامن اسید شود و سر آخر از دوستش کمک بخواهد و او هم پلیس آگاهی را خبر کند. همسایه‌ ها می‌ گویند: «نمی‌ دانیم خانواده آن پسر خبردار شدند یا نه؟ مادرشان می‌ آمد و با اینها همدردی می‌ کرد که نگران نباشید پیدا می‌ شود. پدرش تهران کار می‌ کند، بابای پسر هم عکس ستایش را گرفته بود که برای پیدا‌کردنش کمک کند.»
حرف همه‌ شان یکی است، همه فامیل داغدار ستایش و هم‌ ولایتی‌ هایشان می‌ گویند: نمی‌ شود با تقدیر جنگید که با قانون طرفند و نه با همسایه. «ما مهاجر هستیم اما چه فرقی می‌ کند، همه انسانیم. شاید این اتفاق برای یک کودک ایرانی می‌‌ افتاد، ما با هم خصومتی نداشتیم.»
بعد از واقعه جز همسایه‌ ها که برای همدردی آمدند، فرماندار ورامین، سفیر افغانستان و چند مسئول استانی هم آمده و گفته‌ اند که کارهای قانونی را پیش می‌ برند. چند وکیل هم اعلام آمادگی کرده‌ اند که پرونده را دست بگیرند. نماینده‌ های انجمن حمایت از حقوق زنان و کودکان مهاجر هم با خانواده ستایش همدردی کرده و برای کمک به آنها اعلام آمادگی کرده‌ اند.
برای صفیه، مادر ستایش تنها دو دختر و دو پسر باقی مانده است؛ نفیسه تا سوم راهنمایی خوانده و حالا نامزد کرده است. رحیمه پنجم دبستان است و منیر احمد، کلاس هشتم است. با وجود حضور بچه‌ ها، خانه خالی است. خلوت است و جای ستایش در آن خالی است. «دیگر نمی‌ توانیم در خانه بمانیم، باید خانه را عوض کنیم. آنجا که می‌ رویم مدام شلوغ می‌ شود، همسایه‌ ها می‌ آیند و خبرنگارها، از این محله باید رفت.»
مطالب مرتبط: جای خواب برای زنان قهر کرده از خانه : تماس با سامانه 123
تجاوز دو پسر به دوست دختر 14 ساله دوستشان
مصاحبه با خانواده قاتل
قتل و تجاوز و فیلمبرداری از التماس دختر 15 ساله
تجاوز به زن سرطانی در پراید
تجاوز به زن جوان در حسن آباد توسط چهار پسر
تجاوز به دختر 9 ساله توسط معلم روستا
زندانی شدن زن هلندی "قربانی تجاوز" در قطر
قتل بخاطر تجاوز برادر به خواهر
مردی که به صد زن در شیراز تعرض کرد فردا اعدام می شود
آزار و اذیت زن جوان در مقابل چشمان شوهرش
از کدام شهر هستید و نظر شما در مورد این خبر چیست ؟ اگر اطلاعات تکمیلی دارید با دیگران در میان بگذارید

رابطه و قتل 7 زن با کمک همسر در رشت
ساخت ربات تلگرام بدون برنامه نویسی و هاست
آموزش ایمیل ساختن در گوگل ، چگونه جیمیل بسازم؟
تفاوت گواهینامه پایه یک و دو و سه + شرایط اخذ گواهینامه
آموزش غیرفعال کردن پیام های تبلیغاتی و پولی
مراحل انتقال دامنه nic ir
سوال در مورد ورشکستگی موسسه کاسپین ( آرمان ایرانیان ) + نظرات سپرده گذاران
ساختمان بزرگ پلاسکو در تهران آتش گرفت و فرو ریخت
دانشگاه جهاد در روز سه شنبه 21 دی ماه تعطیل میباشد
دانشگاه آزاد و دانشگاه سما سه روز تعطیل به علت فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی
گزارش تصویری از منزل هاشمی در جماران بعد از فوت ایشان
تجمع مردم تهران برای وداع با پیکر هاشمی رفسنجانی در جماران
اعلام 1 روز تعطیل به علت فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی در سه شنبه
گزارش تکمیلی از فوت هاشمی رفسنجانی در تهران
معرفی کانال تلگرام سالن های زیبایی اهواز
تجاوز به دختر 17 ساله توسط برادر ناتنی
شربت درمان سرطان هراتی
تعرفه قیمت پست پیشتاز و سفارشی سال 95 یک گرم تا 25 کیلو
ویروس جنسی خطرناک عامل سرطان دهانه رحم
وحشتناک ترین بیماری های جهان
تبلیع خلاقانه ماشین گلف با ایده از داعش و عملیات انتحاری + فیلم
فیلم آتش زدن یک بیمار به صورت زنده به دلیل اختلاف شخصی
فیلم رقص زنان در استقبال از روحانی
بالاترین درجه داران نیروهای مسلح ایران
مصاحبه با حجت‌ الاسلام سلطانی، روحانی اهل بولینگ
درمان قطعی جوش های سرسیاه
آموزش بند آوردن سکسکه
جمع آوری و ممنوعیت فروش آیفون از بازار
رئیس فدراسیون به جای مربی ندا شهسواری راهی المپیک
محسن پهلوان مدیرعامل پدیده شاندیز بازداشت شد .
آیا واقعا هیلاری کلینتون مقابل دوربین تشنج کرد؟ + فیلم
سرقت اطلاعات بانکی 200 هزار نفر توسط کارمند بانک ، امنیت زیر سوال
آیا تلگرام از صبح امروز فیلتر شد ؟
جای خواب برای زنان قهر کرده از خانه : تماس با سامانه 123
مردی که نمی گذارد زن قهرمانش به المپیک برود!