کد خبر : 302             انتشار : 1395-04-16 17:54:00          تعداد بازدید : 656

روایت تکان دهنده از خاطرات 24 ساعت زندان در تهران

زندان حیاط هواخوری داخل زندان زندانی
گزارش بامرام به نقل از قانون : هیچ‌ یک از ما علاقه‌ ای نداریم روزی گذرمان به زندان بیفتد اما همگی کنجکاو هستیم بدانیم در زندان بر زندانیان چه می‌ گذرد و روزهای زندان چگونه شب می‌ شود، البته همه می‌ دانیم زندان دیگر یک سیاه‌ چاله مخوف در اعماق تاریکی نیست و زندانی یک مددجوست و زندانبان مسئول نگهداری او.
روزنامه «قانون» افزوده است: مددجو دارای حق و حقوق و محروم شدن از زندگی در جامعه مجازات اوست نه چیزی بیش از آن، هرچند این یک روی سکه است. کافی است 24 ساعت با یک زندانی همراه شوید تا ببینید در دنیای مدرن زندانبانی امروز ایران چه بر سر یک زندانی می‌ آید.
یک بیابان بزرگ در جنوبی‌ ترین قسمت استان تهران میزبان زندان بزرگ تهران است. آدرس روی کاغذ سرراست است، جاده قدیم قم، پلیس راه حسن‌ آباد، جاده چرمشهر، کیلومتر ۵، شهرک صنعتی بیجین، مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ معروف به «بزرگ‌ ترین زندان خاورمیانه‌»، که طی کردن مسیر ۵ کیلومتری زندان تا جاده، سهم هر زندانی در زمان آزادی است. زندانی بزرگ با جیره روزانه فقط 2 ساعت آب که بسیار بی‌ کیفیت است و مناسب برای نوشیدن نیست.
آنچه می‌ خوانید گفت‌ وگوی «قانون» با یکی از افرادی است که برای 24 ساعت مهمان زندان بزرگ تهران بوده و از آنچه در این 24 ساعت بر او گذشته، می‌ گوید.
دو ساعت پشت درهای زندان
همراه مامور بدرقه زندان با طی مسافت طولانی به زندان رسیدیم اما خبری از ورود به زندان نبود. در این گرمای سرسام‌ آور هوا 2 ساعت بیرون زندان در بیابان در انتظار باز شدن درهای آن ماندیم. وقتی اجازه ورود دادند نیز 7 ساعت انجام کارهای اداری برای رفتن به قرنطینه طول کشید.
در این 7 ساعت چه رخ داد؟
صبح برای شرکت در دادگاه با لباس رسمی یعنی کت و شلوار حاضر شدم و در نهایت قاضی قرار کفالت صادر کرد تا انجام امور اداری کفیل زمان مان تمام شد به ناچار برای 24 ساعت راهی زندان شدم. در پرونده نیز قرار کفالت ذکر شده و زندانبان حتی این را می دانست که روز بعد بنده آزاد خواهم شد و این یعنی من مرتکب جرم بزرگی نشده بودم که اگر هم شده بودم مستحق توهین‌ هایی که شنیدم، نبودم.
توهین‌ های مکرر
هر سربازی که به ما می‌ رسید هر چه از دهانش در می آمد نثار زندانیان و از جمله بنده می‌ کرد. نه حرمت سن و سال و ریش سفید را می دانستند چیست و نه از اخلاق بویی برده بودند. به هرحال در ابتدای ورود تصور بر این است که 24 ساعت زندان آن هم در قرنطینه نباید خیلی هم سخت باشد اما وقتی وارد شدم هر لحظه برایم چون کابوسی گذشت.
دریافت پول نقد و صدور کارت بانکی
به محض ورود گفتند هر چه دارید به صندوق امانت بدهید. ساعت، کلید، گردنبند، تسبیح و ... را از ما گرفتند. بعد گفتند نمی‌ توانید پول نقد به زندان ببرید.
بانک پاسارگاد شعبه‌ ای در قسمت ورودی زندان دارد که از صبح تا ساعت 8 شب فعال است و با دریافت پول زندانیان برای آنها کارت صادر می‌ کند تا بتوانند مایحتاج خود را در زندان تهیه کنند. کارت را تهیه کردیم.
قیچی کردن کت یک میلیونی
مرحله بعدی تعویض لباس بود. گفتند لباس‌ ها را دربیاورید و در عین ناباوری جوراب بنده به سطل آشغال منتقل شد. نوبت به کفش‌ ها رسید که آن هم نصیب سطل آشغال شد با اینکه 500 هزار تومان ارزش داشت و راضی بودم به یک نیازمند داده شود تا اینکه به سطل آشغال بیندازند.
نکته جالب بعدی این بود که کت یک میلیون تومانی من را با قیچی تکه تکه کردند. وقتی پرسیدم چرا چنین می‌ کنید گفتند شاید مواد مخدر یا چیزی در آن پنهان کرده باشی. در کمال تعجب کت را نابود کرده و به سطل آشغال انداختند.
حداقل کت را به یک نیازمندم می‌ دادند. یک دیوار مهربانی بیرون زندان بگذارند اینها را آنجا نصب کنند. قیچی کردن و به سطل انداختن چه دردی را دوا می‌ کند. هرچند با توجه به اینکه در پرونده قرار کفالت بنده قید شده بود و زندانبان می‌ دانست فردا من آزاد خواهم شد. می‌ توانستند لباس‌ ها را در انبار بگذارند تا یک روز بعد به خودم بدهند. عدم تعبیه انباری برای لباس‌ های افرادی چون من که فقط یک یا چند روز در زندان هستند، یک سوء مدیریت است و توجیهی ندارد.
کوتاه کردن موها
مرحله بعدی سلمانی بود. این بار زیر بار نرفتم. به هرحال سنی از من گذشته و سال‌ هاست با مو و محاسن بلند زندگی کرده‌ ام. به دوستان، همسایگان و اقوام بگویم چه شده یک‌ شبه موهایم را زده‌ ام. آبرویی برای من در محل می‌ ماند آن هم برای یک شب در قرنطینه بودن نه چند ماه و یک سال زندان، قرار بود فقط یک شب در قرنطینه باشم چرا باید محاسن و موهایم را می‌ زدند. با اعتراض بسیار رئیس زندان لطف و آرایشگر پرسنل را صدا کرد تا فقط موهای سر را مقداری کوتاه کنند که حداقل خیلی نا‌مرتب و زشت نشود که البته در نهایت کامل کوتاه کردند.
کارت بانکی بی‌ اعتبار
بعد از 7 ساعت وارد بند شدم. بعد از یک روز دوندگی و خستگی، خریدن آب و یک تکه نان امری دور از ذهن نبود اما گفتند نمی‌ توانم خریدی داشته باشم، زیرا کارت پاسارگاد تا سه روز فعال نمی‌ شود.
سود کلان بانک پاسارگاد در زندان
200 تا 300 نفر ورودی روزانه این زندان، همه پول نقد خود را به بانک می‌ دهند تا سه روز هم این پول در بانک بدون حق استفاده می‌ ماند. اگر نگاهی به ارقام بیندازیم سود کلانی را برای بانک خواهیم دید. به هرحال گرسنه و تشنه مانده بودم و اگر لطف سایر زندانیان نبود خدا می‌ داند چه بر سر منِ پیرمرد می‌ آمد. یکی از عجایب زندان داشتن جیره روزی 2 ساعت آب غیر قابل شرب است، فقط در این زمان می‌ توان از سرویس بهداشتی استفاده کرد. اگر زندانی دچار سوء هاضمه و بیماری سوء هاضمه و... باشد چه باید کند؟ ‌برای حل این مشکل هم مجبور به خرید آب معدنی بودیم اماکارت اعتباری ما فعال نبود.
بالاخره شب تاریک زندان سحر و قرار کفالت بنده پذیرفته شد اما مشکلات جدید شروع شد. زمان آزادی زندانیان شب است و ساعت 20:30 اسامی زندانیانی که قرار است آزاد شوند، اعلام می‌ شود.
سوختن کارت بانکی
به محض اعلام اسامی کارت بانک پاسارگاد می‌ سوزد. یعنی کارتی که نتوانسته‌ ام با آن خریدی انجام دهم می‌ سوزد و حتی نمی‌ توانم کارت را به زندانیانی که طی 24 ساعت گذشته لطف کرده و آب و غذا برای من خریده بودند هدیه کنم تا لطفشان جبران شود.
پولی پس داده نمی‌ شود
بعد از اعلام اسامی برای دریافت وسایل و پول خود رفتیم اما از آنجایی که ساعت کار بانک و امانتداری ساعت 8 شب است و اسامی زندانیان ساعت 20:30 اعلام می‌ شود، از دریافت امانت مانند کلید، ساعت، پول نقد از بانک و... خبری نیست. زندانی بدون پول با یک جفت دمپایی در بیابان تاریک رها می‌ شود به امید اینکه ماشینی از سر خیرخواهی او را تا شهر برساند. شاید بنده به همسرم نگفته باشم زندانی شده‌ ام. بعد از 24 ساعت نیمه شب با دمپایی بدون کت، موهای کوتاه شده، بدون پول و سایر وسایلم بروم خانه، بگویم کجا بوده‌ ام؟ چه بر سر زندگی مشترک چند ساله من خواهد آمد؟
هزینه دمپایی زندانیان
البته در باب فلسفه دمپایی یک توضیح جالب این است که زندان بزرگ روزی 300 نفر ورودی دارد این زندان یعنی روزی 300 جفت دمپایی پلاستیکی نیازدارد. اگر قیمت هر جفت دمپایی 5 هزار تومان باشد، می‌ شود روزانه یک میلیون و 500 هزار تومان. در ماه چیزی حدود 45 میلیون تومان هزینه همین دمپایی‌ های پلاستیکی است که زندانی را با‌ آن راهی خانه می کنند. یا لباس زیر و حوله ای که برای یک شب به ما دادند و بسیارهم نامرغوب بود کلی هزینه برای زندان دارد در حالی که برای بازداشت موقتی‌ ها کاربردی ندارد.
به هرحال ساعت 10 شب از زندان خارج شدم، بماند با چه سختی بدون پول و وسایلم، به خانه بازگشتم. هنوز هم کلید دفتر و میز کار بنده در بخش امانات زندان است، از طرفی پول هم در بانک پاسارگاد است و در ماه مبارک رمضان هم نمی‌ توانم تا زندان بزرگ بروم، کم نیستند زندانیانی که شرایط مرا دارند.
حال تصور کنید زندانی‌ ای از همدان، اصفهان، قم یا شهری غیر تهران باشد و نیمه شب آزاد شود یا باید صبح در بیابان بماند تا مسئولان بانک و امانتداری بیایند یا با هزار بدبختی به شهرش برود تا در فرصتی دیگر بازگردد که بسیاری از زندانیان فرصت نمی‌ کنند باز گردند و پول و مدارک خود را تحویل بگیرند که این خودحجم بالایی از درآمد را برای بانک در پی دارد. جالب است بدانید شعبات داخل شهر بانک پاسارگاد هم جوابگو نیستند و فقط باید به زندان مراجعه کرد.
ای‌ کاش بانک پاسارگاد پاسخگوی این رفتارخود باشد؛ اگر کارت الکترونیکی صادر می‌ کند شرایط استفاده و بهره‌ مندی آن را برای مددجو فراهم کند و زمان خروج از زندان یک دستگاه خودپرداز باشد مابقی پول را به مددجو بدهد. اگر اراده برای پرداخت پول زندانیان باشد انتخاب راه و روش منطقی کار سختی نیست.
خبر تکمیلی : توقیف روزنامه قانون
سایت روزنامه قانون نوشت: بدنبال شکایت سازمان اطلاعات سپاه پاسدران انقلاب اسلامی، روزنامه «قانون» از سوی دادستانی توقیف شد.
در نامه توقیف روزنامه قانون آمده است که نظر به اعلام جرم سازمان اطلاعات سپاه و معاونت حقوقی و امور مجلس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه روزنامه قانون دایر بر افترا و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، مستندا به بند 5 اصل 156 قانون اساسی در راستای وظایف قوه قضائیه در پیشگیری از وقوع از جرم و در راستای ماده 114 آئین دادرسی کیفری ، روزنامه قانون توقیف می باشد.
از کدام شهر هستید و نظر شما در مورد این خبر چیست ؟ اگر اطلاعات تکمیلی دارید با دیگران در میان بگذارید

قادر جبرعیلی از تبریز 09144055625 ( 1395-04-30 17:24 )
سلام لطف کردی یک عده مشکلات زندان را نوشتی کو گوش شنوا یک را ننوشتی اگر به وکیل بند 3 میلیون پول ندی سریع انتقال میدند به بند یه

دانشگاه جهاد در روز سه شنبه 21 دی ماه تعطیل میباشد
دانشگاه آزاد و دانشگاه سما سه روز تعطیل به علت فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی
گزارش تصویری از منزل هاشمی در جماران بعد از فوت ایشان
تجمع مردم تهران برای وداع با پیکر هاشمی رفسنجانی در جماران
اعلام 1 روز تعطیل به علت فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی در سه شنبه
گزارش تکمیلی از فوت هاشمی رفسنجانی در تهران
معرفی کانال تلگرام سالن های زیبایی اهواز
تجاوز به دختر 17 ساله توسط برادر ناتنی
شربت درمان سرطان هراتی
تعرفه قیمت پست پیشتاز و سفارشی سال 95 یک گرم تا 25 کیلو
ویروس جنسی خطرناک عامل سرطان دهانه رحم
وحشتناک ترین بیماری های جهان
تبلیع خلاقانه ماشین گلف با ایده از داعش و عملیات انتحاری + فیلم
فیلم آتش زدن یک بیمار به صورت زنده به دلیل اختلاف شخصی
فیلم رقص زنان در استقبال از روحانی
بالاترین درجه داران نیروهای مسلح ایران
مصاحبه با حجت‌ الاسلام سلطانی، روحانی اهل بولینگ
درمان قطعی جوش های سرسیاه
آموزش بند آوردن سکسکه
جمع آوری و ممنوعیت فروش آیفون از بازار
رئیس فدراسیون به جای مربی ندا شهسواری راهی المپیک
محسن پهلوان مدیرعامل پدیده شاندیز بازداشت شد .
آیا واقعا هیلاری کلینتون مقابل دوربین تشنج کرد؟ + فیلم
سرقت اطلاعات بانکی 200 هزار نفر توسط کارمند بانک ، امنیت زیر سوال
آیا تلگرام از صبح امروز فیلتر شد ؟ 6 مرداد 1395
جای خواب برای زنان قهر کرده از خانه : تماس با سامانه 123
مردی که نمی گذارد زن قهرمانش به المپیک برود!
آقای رئیس جمهور، میشه برای من دوچرخه بخری؟
آموزش تعویض فیوز خودرو
پرجمعیت ترین شهرهای ایران
ضرب و شتم دختر شش ساله توسط دندانپزشک
درآمد میلیاردی در پاتوق های شناخته شده مواد مخدر تهران
لو رفتن یک سند مهم از همکاران داعش در اروپا
نحوه بازیابی پیامک های حذف شده از گوشی اندروید و آیفون
فیلم تشابه سخنرانی همسر ترامپ و میشیل اوباما